عذاب قبر ظالم

مرحوم سید محمد علی عراقی نقل می کند:

در ایام کودکی که در وطن خود در عراق بودم،مردی که او را می شناختم فوت کرد.او را در مقبره ای که روبروی خانه ما بود دفن کردند.تا چهل روز هنگام مغرب،اثرات آتش از قبر او دیده می شد و آه و ناله فراوانی از آن به گوش می رسید.در شب های اول،آنچنان ناله او زیاد بود که من به ترس و لرز می افتادم و غش میکردم.نزدیکانم مرا در آن حال به داخل خانه بردند.وقتی حالم بهتر شد،از حالت عذاب این مرد متعجب شدم زیرا اصلا با زندگانی او مطابق نبود؛تا اینکه فهمیدم او مدتی مباشر حکومت بوده و از سیدی، مالیات تحمیلی را میخواسته است،در صورتی که سید بیچاره قادر به پرداختن مالیات نبوده است.این شخص ،سید را زندانی می کند و مدتی نیز او را از سقف آویزان می کند.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.